هواداران سریال عاصی..........Asi
از اولین جملت فهمیده بودم زود ......عشقای قبل از تو سو ءتفاهم بود...............
یک سوال در باره سریال عاصی
سوال چرا در مورد سریال عاصی این اقدام صورت نگرفته ؟
حتی قبل از به وجود اومدن هر حرف و حدیثی در فصل اول حتی در یک مصاحبه تلوزیونی حاضر نشدن .......حتی در بیاض شو این شامل بازیگران اصلی نیست بلکه تمامی عوامل سریال .........
هیچ مصاحبه ای از دیگر بازیگران مهم سریال در دست نیست مانند..........
نور سرور ( نریمان)
چطین تکندور ( احسان )
تونچل کورتیز ( جمال آقا )
بچه ها نظرتونو بگید .فکر میکنید چرا سریال عاصی با توجه به نمره کمی که در IMBD کسب کرده تا این حد در بین مردم موفق بوده !!!
البته در تمامی کشورهای پخش شده ...........
طلاق طوبی بیوکستان .....................نوسنده : مینو
ستاره ....... ابرستاره .........قهرمان .................اسطوره .............
از همزاد پنداری با کاراکترها و ستاره های سینما و ورزش و دلایل روانشناختی محبوبیت آنها هزاران مقاله به رشته تحریر درآمده ................. جذابیت زندگی خصوصی هنرمندان و ستاره ها از جمله معضلات زندگی انها بوده .............. از طرفی جذبه شهرت و از طرفی نگه داشتن حریم خصوصی افراد همواره برای ایشان در تناقض بوده است .
اما........
مغز بیمار از عشق من که همه رویاهایش را به عینیت در چشمهای دمیر و عاصی یافته به همراه ذهن شماتتگر که نهیم می کند از نقد و رویا پردازی ...... همصدا با وجدانم که دخالت در امور دیگران آن هم خالق شخصیت جاودان عاصی ودمیر را درست نمی داند همگی به دور خود می چرخند و کاملا از شنیدن خبر شوکه شده اند..............
5 سال از زمان سریال عاصی گذشته..................طوبی دو فرزند دختر دارد.................که هنوز ذهن کوچکشان خاطره ای از خانواده و محبت را در خود نگه نداشته ..........هزاران داستان پیش از ازدواج هزاران پس از آن مقدمه هایی را فراهم کرده است ..............نمی دانم چرا همواره می اندیشیدم از شنیدن چنین خبری خوشحال شوم ولی اکنون نه تنها خوشحال نیستم بسیارغمگینم .آری میخواهم خالق رویاهایم را تاابد خوشحال ببینم ............
همانگونه که این روزها از خستگی لبخندهای مراد قلبا می رنجم امروز هم از شنیدن این خبر بسیار رنجیدم...............
خوشبختانه هنوز تاییدی از این خبرنیامده ..........
عاجزانه از شما میخواهم اگر خبری در دست دارید ما را محروم از خبر نکنید............. لینک خبری که من دیده ام در صفحه طرفداران مراد هست ................
باسپاس از همگی شما نیکان
نگاهی دیگر به عاصی ....شاید از منظری نقادانه ............نویسنده :مینو
هیچ کس حق ندارد پیش از رسیدن به شناخت کامل از ماهیت چیزی (یا کسی) به آن عشق بورزد، یا از آن نفرت داشته باشد. (لئوناردو داوینچی)
هیچ اثر ادبی یا هنری نیست که انسان کمترین اجباری به دوست داشتن آن داشته باشد. (هنری جیمز)
و اما ...........روایت عاصی ......
نویسندگان :
: خانمها : گول ديريجان، نشه جهيز و شبنم چيتاک
اولین چیزی که در دیدن نام نویسندگان تهیه کننده باسابقه و موفق توجه مرا به خود جلب می کند زن بودن همه آنهاست . .اولین چیزی که به ذهنم میاید این است که شاید برای همین در این پروژه از نویسنده زن بزرگی مانند جین استین استفاده شده که محوریت آن قصه زنانی است که در زندگی نقش دارند نقش مادر همسر فرزند و دختری سربلند پرغرور پرتلاش مهربان ............. چه چیزی لایق این عشق خواهد بود ؟؟؟ به زیباترین شکل ممکن عشقی به تصویر کشیده شده است که به واقعیت ملموس هر زنی نزدیک است به رویای زن بودن ..........زنی مستقل پرتلاش مصمم که از زندگیش عشقی می خواهد جاودان و عاشقی مقید و مهربان ............................روایت داستان برای هر بیننده ای قابل تجربه است . ملموس است وقایع به شکل خطی به اگونه ای اتفاق می افتد که گویی در زندگی هر زنی اتفاق افتاده و یا اتفاق خواهد افتاد.روزها ی تلخ و شیرین به تصویر آمده از وقایع فیلم تصویری واقعی در بردارد. شکل روایت آن کاملا داستانی دراماتیک است .
برای هیجان انگیزتر شدن داستان هر از گاهی اتفاقات اکشن هم درآن می افتد که این اتفاقات به درستی در روایت قرار دارند و نقش مهمی را در داستان بازی میکنند مثل گروگانگیری عاصی و یا ماجرای به زندان افتادن پدر خانواده .
مکانی که فیلم درآن اتفاق می افتد شهری است در جنوب غربی ترکیه در سواحل مدیترانه و در نزدیکی مرز سوریه شهری که با وجود داشتن تاریخی گسترده کمتر به نسبت شهرهای دیگر مورد توجه قرار گرفته است این شهر در ایالت هاتای قرار دارد رودخانه عاصی که رودخانه نسبتا پر آبی هست شهر را به دوقسمت تبدیل کرده است . جمعیت شهر انتاکیه بدون در نظر گرفتن بخشهای تابعه آن دویست و هفده هزار نفر است .نوع فیلمبرداری و روایت تاریخی شهر در جای جای روایت سریال دیده میشود که گویی یکی ا ز اهداف ساخته شدن فیلم معرفی اماکن تاریخی این شهر بوده است در مورد اماکن باستانی و تاریخی هم در قسمتهای مختلفی از داستان از زبان شخصیتها شنیده میشود مانند روایت شهر از زبان پدربزرگ در مراسم خواستگاری یا برپایی مراسم عروسی در جای تاریخی شهر . و یا تاکید بر پخت غذاهای محلی مخصوص شهر که در ترکیه نیز شهرت دارد .اما روایت این بخش به زیبایی در فیلمنامه گنجانده شده که بیننده از آشنایی با این اماکن و یا فرهنگهای خاص لذت فراوان می برد.
به زمان اتفاق افتادن داستان در اشاره ای نشده اما آنچه از داستان برمی آید روایت معاصر می باشد با توجه و تاکید بر تغییرات به دست آمده و رشد فرهنگی و اقتصادی شهر انتاکیه . تغییر شکل ساختار روستاهااز ارباب و رعیتی به شکل کنونی ،افتتاح فرودگاه وهتل بزرگ شهر ، مهار قاچاق کالا که پیشتر شغل اصلی بسیاری از مردم شهر در نظر گرفته میشده است و یا به وجود آمدن و تاسیس انجمن زنان شهر.
شخصیت پردازی در این داستان به زیبایی هر چه تمامتر انجام شد ه است .به خصوص در مورد شخصیتهای اصلی ،در این داستان دو خانواده اصلی به تصویر کشیده شده است . و روایت در مورد برخی از آنها کاملا توصیفی است .شخصیتها هیچکدام شخصیتهای خیالی نیستند و برای بیننده از جذابیتی خاصی برخوردارند.
از تحلیل شخصیتها این گونه برمی آیدکه بر روی آنها تحلیلی روانشناختی انجام شده و البته مضمون اصلی داستان یعنی داستان مرجع ( غرور و تعصب) نیز به تحلیل بهتر این شخصیتها کمک کرده است .
حتی بر رو ی شخصیت افراد تازه وارد و یا کم اهمیت مانند مباشر آقا احسان (عکاش) و مباشر شخصت دمیر (عارف) نیز به خوبی کارشده است .
البته گفتنی است که در مورد برخی از شخصیتها به دلیل تغییر رویه فیلمنامه دقت به تمامی نگاشته نشده مثل دختر خانواده مباشر احسان و یا شخصیت حسین پسر بچه داستان که در شروع فصل دوم خبری از او نیست .
و اما شخصیتهای داستان:
عاصی
همنام رودخانه پر خروش شهر انتاکیه ..اما اسم اصل او آسیه است ...امابه دلیل پرور غرور و خروش بودن شخصیت او بعدها به عاصی تغیر نام یافته ........دختری از آرکتایپ آتنا و آرتمیس در روانشنای یونگی است .
آرکتایپ آتنا " آتناها باتدبیر و بسیار هوشمند هستند، در بحرانی ترین شرایط بهترین راه حلها را می یابند و اوضاع را تحت کنترل خود در می آورند. آنها مدیران بسیار خوبی هستند و بر اوضاع مسلط می باشند. یک زن آتنایی می تواند یک مدیر داخلی خوب باشد و یا یک خانه دار خوب که می داند در شرایط مالی سخت چگونه امورات خانه را به بهترین شکل ممکن اداره کند.
زن آتنای در تمام طول عمر به دنبال کسب دانش و یادگیری است و تا جایی که برایش ممکن است ادامه تحصیل می دهد. این شخص بسیار صبور است و پشتکار زیادی دارد و با داشتن ذهنی منطقی و عقل گرا به ندرت احساساتی می شود. او اهل میانه روی است و معمولا گرفتار افراط و تفریط نمی شود.
ذهن زن آتنایی مردانه است و تمایل او نیز به صحبت کردن و کار با مردان می باشد. او دوستان مونث زیادی ندارد و محرم رازهمکاران مرد خود می باشد بدون اینکه رابطه عاطفی با آنها برقرار کند.
آتنا به افراد ضعیف اهمیتی نمی دهد و تنها جذب قدرتمندان و افراد با نفوذ می شود. این زن با شغلش زندگی می کند و زمان کمتری را به زندگی شخصی و عاطفی اش اختصاص می دهد"
.
"نیل به هدف، توانایی، رهایی از قید مردان و داوریهاشان و حمایت از مظلومان و زنان، ایجاد درمانگاه های ویژه زنان، برپایی کلاس های آموزش فنون دفاع از خود، جلوگیری از آزار و اذیت زنان و کودکان و همچنین مجازات کسانی که به چنین اعمالی دست می یازند، همه و همه از جمله جنبش های یک زن آرتمیسی می باشد.
خصوصیات آرتمیسی یک فرد در تمامی مراحل زندگی او نمود دارد، کودک آرتمیسی غالبا با کنجکاوی و دقت به اشیاء اطراف می نگرد و نقشی فعال و نه منفعل دارد. طبیعتی رقابتجو، مصمم، شجاع و نیز اراده ای در جهت پیروز شدن دارد و در راه رسیدن به خواسته اش محدودیتی برای خود قائل نمی شود.
او در پیگیری اهداف و اصول اخلاقی خود بسیار جدی است و به شدت با بی عدالتی مخالفت می ورزد و در راه اصلاح آن گام بر می دارد. نامنفعل، لجباز و خواهان برابری با برادر خود می باشد. قادر به قبول نقش های سنتی زنانه نیست از این رو کله شق و دختری عاری از زنانگی شناخته می شود.
زن آرتمیسی نسبت به خود و والدین خود احساس خوشنودی و رضایت دارد و از زن بودن خویش شادمان است."(برگرفته از وبلاگ خانه توانگری)
این مشخصات به کمال در شخصیت عاصی دیده می شود .
دمیر:شخصیت دمیر شخصیتی بسیار پیچیده است . اورا میتوان در جرگه مردان زئوس با رگه هایی از اپولو و آرس در روانشناسی یونگی قرارداد.
"از دور اعمال قدرت میکند و همه چیز را زیر نظر دارد .خود را درگیر جزئیات نمیکند.· شخصیتی قوی و آسیب ناپذیر دارد.بی رحمی لازم برای تصمیمات بزرگ را دارد و با همین بی رحمی و قاطعیت سبب بقای سیستم میشود. در کار به زیردستان اطلاعات چندانی نمیدهد.او در هر سمتی که باشد تشکیل حوزه حکومت شخصی میدهد و برای خودش چهار چوب و قانون دارد ، یک زئوس تایپ اگر آبدارچی یک اداره هم باشد همانند یک وزارت خانه برای آشپزخانه قانون میگذارد و اجازه دخالت به کسی نمی دهد.همانگونه که در کودکی هم خیلی زود مرزگذاری میکند و حوزه قدرت تشکیل میدهد.(اتاق من)
· زئوس آدمهای اطرافش رو در دو دسته قرار میده: آدمهای معمولی / رفیق و رقیب بعد از ازدواج تبدیل به یک کنترلگر میشود.با پول ، حمایت ، تهدید و ...ئوس آرکتایپ مورد علاقه بسیاری از زنان است و برای آنان همیشه جذاب است.· نمیتواند تداوم رابطه عاطفی داشته باشد.او به خاطر میل به جاودانگی همیشه به دنبال دختران جوان است.زئوس ها کمال طلب هستندآنیما و کودک درون را به سرعت از بین میبرد. او ارتباطی با عواطف ندارد و معمولا عواطف را قربانی میکند به خاطر وجود چنین دیدی آدمهای عاطفی را نیز سرکوب میکند.زئوس تایپها اگر عاشق شوند تسخیری عمل میکنند."
علاوه براین در مورد شخصیت امیر و گره هایی عاطفی در کودکی او که به دنبال خودکشی مادرش به وجود آمده از اومردی ساخته مستقل محروم از عاطفه دوران کودکی (نبود پدر و خودکشی وحشتناک مادر) و احساس مسئولیت نسبت به خواهر کوجکتر ومعلول ................همگی دست به دست هم ساخته تا او مردی تلاشگر باشد که میخواهد نه تنها از فقر نجات یا بد که حس اول بودن را درتمامی زندگیش داشته باشد..میخواهد نفر اول خاورمیانه باشد برای نیروگاه این برا به دوستش که همراه کودکیهای او بوده است نیز می گوید..........................شخصیت احسان نریمان عاکاش خاله فاطمه فاتن (دفنه ) رولا (غنجه ) دختر کوچک (آسیا) ............ سهیلا ،نامیک ، سلما ، جمال ..............عارف ،اصلان ،انجی ......... همگی وهمگی شخصیتهایی هستند که میتوان درمورد انها به تفصیل نوشت
فیلمنامه :
فیلمنامه ای روان باتعلیقهای کاملا به جا که البته این روند سریع و پر محتوا بیشتر در فصل اول دیده میشود و در فصل دوم هر چه به انتها نزدیک می شویم روایت به گونه ای پیش می رود که بیشتر باب طبع بیننده باشد. مانند اضافه شدن کودکان ،شخصیت ظفر و یا تغییر مثبت شخصیتهای دیگر مانند اصلان و ضیا........ و پایان داستان که تماما برا ی بیننده طراحی شده است .تا لحظاتی شاد را پس ا ز این داستان پر از نشیب و فراز رقم زند . در مجموع بیننده را راضی میکند. و پایان شادی را به بیننده تحویل می دهد.موضوعاتی در فیلم هستند که نیمه کاره رها میشوند البته این ویزگی همه سریالهای طولانی جهان است که البته با ظرفیتهای فیلم سازی ترکیه خیلی مورد توجه بیننده قرار نمیگیرد .بازیهای زیبا و روان دیالوگهای ماندگار ونگاههای به یادماندنی مرهمی است بر برخی از مسائل فیلمنامه .فیلمنامه به خودی خود سبب شده است تا فیلمبرداری زیبایی را شاهد باشیم که البته برخی لانگ شاتها در فیلم هست میتواند چشم بیننده را خسته کند اما لوکیشنهای زیبا و وقایعی که اتفاق میافتد این نقصهارا تاحدی برطرف میکند.
تعلیقهای طولانی تر هم در فصل دوم بیشتر قابل مشاهده است .اما روایت پرمحتوای فصل اول دست فصل دوم رانیز می گیرد و تمامی تعلیقهای موجو د برای بیننده بدون خستگی می گذرد و هر بار تصویری زیبا را به بیننده منتقل میکند.مرور خاطرات در این بخش نیز بسیار برای بیننده جذاب است . لوکیشنهای زیبا،صحنه ها ی واقعی و دیالوگهایی با ماهیت رئال همه چیز را برای بیننده آسان میکند . وبه بیننده قدرت همزاد پنداری میدهد.اگر چه برخی مواقع از این خط سیر خارج میشود اما باز به خط اصلی داستان برمی گردد.
متن فیلمنامه :اژ انجاییکه من این فیلم را به زبان فارسی دیده ام تنها می توانم در مورد ترجمه و معانی مطلبی بگویم و گفتنی است که تر جمه آن که در بعضی مواقع ناقص به نظر می رسید ......... و اشکالات فراوانی درآن دیده میشد.اما از نظر محتوا و معنا حاوی معانی زیبا و دیالوگهایی ماندگار بود که تاثیر گذاری آن باتوجه به پخش در هفتادو سه کشور و ترجمه به زبانهای گوناگون کمترین تقلیلی نیافته واین خودگواه انسانی بودن موضوع و دیالوگهای فیلمنامه است .
دوبله :از دوبله زیبای آن هرچه بگویم کم است ...............انتخاب صداهایی که درمورد شخصیتهای اصلی عالی انتخاب شده بود و به راستی که صدایشان مثل نگاهشان به جان نفوذ کرده است ...
صدای پر غرور امیر گویی که برای شخصیت دمیر ساخته شده ............به گونه ای که تصاویرش در اینترنت همراه باصدای پرغرورش است
اما نقدی که به دوبله این اثر وارد است مربوط به نحوه دوبله می باشد ..............
در فصل دوم در نسخه ترکی صدای زیبا و خش دارمراد ییلدریم روایتی مردی پشیمان را به ذهن می اورد درحالیکه در نسخه دوبله این احساس به خوبی منتقل نشد هاست .. یادر زمانهایی بازیگر اصلی با صدایی ملایم صحبت کرده است که در دوبله لحنی جدی را داریم .............یا در زمان برخی از عصبانیتها.....
از حق نباید گذشت که دوبله این اثر جزو اثار ماندگار میتواند باشد . باید گفت که اگر دوبله شخصیتهای فرعی داستان مثل معازه دار و عکاس و فروشنده هم شکل طبیعی تری میداشت این اثرمیتوانست با بهترینهای دوبله رقابت کند .
اما عاصی از
نظر من فقط یک فیلم نیست ................... یک قصه عاشقانه
دو کبوتر عاشق با
قلبهایی پر از عشق هم نیست ............ عاصی برای
من اثری ارزشمند است ................. از
طبیعت انسان می گوید ...........ازذات بشر...... گویی از من می گوید از خود خود من ......باهمه خوبیها وبدیهاش ...................سیاه نیست ............سفید
هم نیست .................. انسانهایی ملموس در همین نزدیکی شاید در قلبهای
خودمان که زندگی میکنند .............عشق
می ورزند ...............در حصار کینه
اسیرمیشوند ...............می بخشند.............حسرت می
خورند................دلتنگ میشوند..............دلتنگ خودشان...............دلتنگ
عزیزانشان ...................برای عشقشان می جنگند........................برخی
اوقات در مقابل سرنوشتشان زانو می
زنند.................اشتباه میکنند...........قضاوت میشوند.....................و
زندگی می کنند شایدبرای همین است که از این عشق سیراب میشوم اما سیر هر
گز..........
از نقدهای شما............. نویسنده :فرح
من هم عاصی رو دوس دارم ...ولی نه مثل یه سریال معمولی یا یک رمان عاشقانه ...من هم با عاصی هر روز زندگی میکنم ..هر شب با رویای عاصی میخوابم ..من با عاصی دوباره عاشق شدن و مغرور بودنو یاد گرفتم ..من باعاصی گذشت و فداکاری یه عاشقو یاد گرفتم ....عاصی رو از4 سال پیش که برای اولین بار دیدم توی بند بند وجود من عجین شد ...نمی تونم حس و حال اون روزهایی که عاصی رو میدیدم رو بگم چون اگه بخوام بگم یه کتاب رمان میشه ....من با گریه های عاصی گریه کردم ...با خنده هاشون خندیدم ...همراه با عاصی دلتنگ دوری دمیر شدم ...همراه با دمیر توی رویا هام عاصی رو دیدم که توی قایق هستیم ....هنوز هم بعد از بیش از 100 بار دیدن دوباره عاصی هر وقت اون روزی که دمیر عاصی رو ترک کرد دلم میگیره ...هنوز وقتی صحنه بیمارستان رو که میبینم همراه با عاصی و دمیر اشک میریزم ..من هم مثل سیبل از کارزندگی افتاده بودم هیچ چیز و هیچکس اون روزها برام مهم نبود جز دیدن عاصی ....خدایا همیشه شرم داشتم از اینکه زنی به سن من چرا اینقدر باید عاشق یه نفر باشه ..هنوز هر بار که عاصی رو میبینم با دیدن نگاه های دمیر به عاصی من هم قلبم تند تند میزنه .....خدایا من با عاصی با یه دنیای جدید اشنا شدم با دیدن عاصی قلبم جوان شد ....خدایا عاصی شد همدم روزهای تنهایی من ...وقتی از همه چی دلم میگیره میرم عاصی رو میبینم ....خدایا من اینقدر عاشق مراد ییلدریم هستم که توی خونه خدا از ته دلم براش ارزوی موفقعیت کردم وهمیشه سالم وتندرست باشه ...خدایا من اینقدر عاشق مراد هستم که هر وقت از پشت مانیتور عکسشو میبینم شاد میشم و انگار که خداوند دنیا رو به من میده ...واقعا نمیدونم حس حالی رو که نسبت به عاصی و مرات ییلدریم دارم توصیف کنم منو ببخشید که نمی تونم بیشتر از این احساسمو بگم ...من هم مثل سیبل جون از خدا ممنونم که عاصی و مرات ییلدریم حتی ساواش بالدار یا اجویت اورهان رو سر راه من قرار داد ...خدایا هر رزو به این پی میبرم که تو خلق شده ای تا زیباترین روزها و لحظه ها رو برایم بسازی .....خدایا مگه میشه از عشق قصه ننوشت اونم از عشق دمیر به عاصی ...خدایا مگه میشه از عشق شعر نگفت ..اونم از عشق عاصی به دمیر ....دلم میخواد نه یک بار نه صد بار بلکه به تعداد نفس هام هر روز تو رو ببینم ....خدایا اگه دیوانگی نیست ..پس چیست که فقط در دنیای به این بزرگی دلت فقط هوای یک نفر رو بکنه .....میدونم هیچکس تکرار عشق تو و عاصی نمیشه ....دلم هوای تو رو کرده ...فقط تو رو میخواد ...هیچکس مثل تو برای من نشد ....و در اخر از طوبای نازنین تشکر میکنم که باعث شد من با دوستان خوبی اشنا بشم وببینم که کسان دیگری هم هستن که مثل من عاشق عاصی و مرات ییلدریم باشن